به گزارش خبرنگار تازههای اقتصاد، خرید یک کیلوگرم برنج ایرانی درجهیک در زمستان ۱۴۰۴ بهطور متوسط حدود ۴۳۳ هزار تومان هزینه داشت، اما با رسیدن به بهار ۱۴۰۵، خانوادهها برای تهیه همان مقدار برنج باید نزدیک به ۵۱۲ هزار تومان میپرداختند. برنج همچنان یکی از اقلام مصرفی خانوارها بود، اما سهم بیشتری از بودجه خانواده را طلب میکرد؛ بودجهای که باید هزینه سایر نیازهای ضروری را نیز پوشش میداد. بااینحال، آهنگ گرانی برنج در بهار نسبت به زمستان کندتر شده بود؛ تفاوتی که اگرچه از هزینه خرید خانوادهها نکاسته، اما تصویری متفاوت از روند افزایش قیمتها ارائه میکرد.
زمستان ۱۴۰۴ برای اقتصاد ایران فصل آرامی نبود. کشور که سالها فشار تحریمها، تورم و محدودیتهای اقتصادی را تجربه کرده بود، در روزهای پایانی سال بار دیگر با حملات نظامی روبهرو شد. بهار ۱۴۰۵ در ادامه این شرایط فرا رسید و خانوادهها تلاش میکردند منابع مالی خود را میان نیازهای ضروری تقسیم کنند. درآمدهای اسمی نیز رشد کرده و حمایتهای معیشتی ادامه داشت، اما پرسش این بود که این منابع تا چه اندازه توانستهاند از سنگینی صورتحساب زندگی بکاهند. اکنون مرکز آمار ایران با انتشار گزارش تازه خود از بهار ۱۴۰۵، تصویر دقیقتری از آنچه بر اقتصاد کشور در نخستین فصل سال گذشته، ارائه کرده است.

دامنه کاهش شتاب گرانی که در قیمت برنج ایرانی دیده میشد، به سایر خوراکیها نیز کشیده شد و جدول مرکز آمار از تغییر آهنگ افزایش قیمت چند کالای پرمصرف در بهار خبر میدهد. روغن مایع پس از افزایش شدید قیمت در زمستان، بهار را با رشد ملایمتری پشت سر گذاشت. تخممرغ و برخی انواع گوشت نیز چنین تغییری را تجربه کردند. سرعت حرکت قیمتها در بخشی از بازار کمتر شده بود، هرچند مسیر آنها همچنان صعودی باقی مانده بود. تداوم این روند میتواند از سرعت افزایش هزینه خرید خانوارها بکاهد، اما قیمتهای بالاتر همچنان بر بودجه خانواده سنگینی میکردند.
تصویر دهکها در قاب تورم سالانه
آرامتر شدن آهنگ گرانی برخی خوراکیها، در شرایطی اتفاق افتاد که تصویر کلی تورم از افزایش فشار قیمتها بر خانوارها خبر میداد. نرخ تورم سالانه کشور که در زمستان حدود ۵۱ درصد بود، در بهار به ۶۲ درصد رسید. شاید در نگاه نخست، کند شدن آهنگ گرانی برخی کالاها با افزایش تورم سالانه ناسازگار به نظر برسد، اما تفاوت در دوره محاسبه این دو شاخص است. تغییرات فصلی قیمت اقلام منتخب، افزایش بهای هر کالا را نسبت به فصل قبل نشان میدهد، درحالیکه تورم سالانه از مقایسه متوسط شاخص قیمت در چهار فصل منتهی به دوره مورد بررسی با چهار فصل مشابه پیشین به دست میآید. به این ترتیب، حتی اگر قیمت چند کالا با سرعت کمتری افزایش یابد، آثار گرانیهای انباشتهشده در دورههای گذشته همچنان در تورم سالانه باقی میماند.

افزایش تورم سالانه در بهار، فاصله میان نرخ تورم خانوارهای کمهزینه و پرهزینه را نیز بیشتر کرد و دهکهای پایین فشار شدیدتری را تجربه کردند. دهک اول که زمستان ۱۴۰۴ تورمی نزدیک به ۵۴ درصد را پشت سر گذاشته بود، در بهار با تورمی نزدیک به ۶۸ درصد روبهرو شد؛ درحالیکه نرخ تورم دهک دهم از حدود ۴۹ درصد به ۶۰ درصد رسید. دهک دوم نیز بالاترین نرخ تورم را در میان گروههای هزینهای ثبت کرد. مقایسه این ارقام نشان میدهد شکاف میان بیشترین و کمترین تورم دهکی افزایش یافته و هزینه سبد مصرفی خانوارهای کمهزینه با سرعت بیشتری بالا رفته است.
سهم خوراکیها از تورم
تفاوت فشار تورمی میان دهکها را باید تا اندازهای در ترکیب سبد خرید خانوادهها جستوجو کرد؛ جایی که سهم خوراکیها در هزینه خانوارهای کمهزینه بیشتر است. تورم سالانه مواد غذایی نیز در بهار نسبت به زمستان افزایش بیشتری را تجربه کرد و فاصله آن با تورم کالاهای غیرخوراکی و خدمات بیشتر شد. خانوادهای که بخش بزرگی از بودجه خود را صرف غذا میکند، هنگام افزایش قیمت مواد غذایی آزادی عمل کمتری برای جابهجایی هزینهها دارد. دهکهای بالاتر نیز از گرانی در امان نیستند، اما سهم بیشتر کالاها و خدمات غیرخوراکی در سبد آنها باعث میشود تغییر قیمت این گروهها اثر پررنگتری بر تورمشان داشته باشد.
اثر متفاوت افزایش قیمت خوراکیها بر خانوارها را میتوان در ضرایب اهمیت کالاها در شاخص قیمت مصرفکننده نیز مشاهده کرد. خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات در سبد شاخص دهک اول تقریباً دو برابر دهک دهم وزن دارند. چنین تفاوتی باعث میشود افزایش شدید قیمت مواد غذایی، اثر بیشتری بر تورم خانوارهای کمهزینه بگذارد. البته این ضرایب با سال پایه ۱۴۰۰ محاسبه شدهاند و سهم دقیق مخارج جاری خانوارها در بهار ۱۴۰۵ را نشان نمیدهند، اما توضیح میدهند که چرا یک موج گرانی میتواند بر سفره خانوادههای مختلف فشار متفاوتی وارد کند.
سنگینی هزینه خوراک در حسابوکتاب خانوارها، پیش از رسیدن به بهار نیز نمایان شده بود و نتایج طرح هزینه و درآمد خانوار در سال ۱۴۰۴ تصویر روشنتری از تغییر ترکیب مخارج خانوادهها ارائه میدهد. این آمار نشان میدهد سهم خوراکیها از کل مخارج خانوارهای شهری و روستایی نسبت به سال قبل افزایش یافته است. خانوادهها سهم بیشتری از بودجه خود را صرف تأمین مواد غذایی کردهاند، اما این افزایش لزوماً از خرید مقدار بیشتری غذا خبر نمیدهد. ممکن است خانوار برای تهیه همان سبد گذشته پول بیشتری پرداخته یا با انتخاب اقلام جایگزین، بخشی از فشار قیمتها را مدیریت کرده باشد. احتمال کاهش مقدار خرید بعضی کالاها نیز وجود دارد، اما برای قضاوت درباره آن باید اطلاعات واقعی مصرف بررسی شود.
افزایش سهم خوراکیها از مخارج خانوارها در حالی ثبت شد که درآمدهای اسمی نیز در سال ۱۴۰۴ رشد کرده بود و خانوادهها منابع مالی بیشتری در اختیار داشتند. متوسط درآمد اظهارشده خانوارهای شهری و روستایی افزایش یافت، هرچند هزینههای زندگی با سرعت بالاتری رشد کرد. این افزایش درآمد بخشی از ظرفیت خانوادهها برای مقابله با گرانی بوده است، اما پرسش آن است که چه مقدار از افزایش قیمتها را جبران کرده است. میزان درآمد، تعداد اعضای خانوار و ترکیب هزینهها میتواند بر توان خانوادهها برای تأمین نیازهای ضروری اثر بگذارد. آمار سالانه درآمد و هزینه نیز بهتنهایی امکان قضاوت درباره تغییر قدرت خرید فقط در فاصله زمستان ۱۴۰۴ و بهار ۱۴۰۵ را فراهم نمیکند.
حمایتهای معیشتی
حمایتهای معیشتی نیز در کنار درآمد خانوارها بخشی از منابع تأمین هزینههای ضروری را تشکیل میدادند و یارانههای نقدی و کالابرگ الکترونیکی در این دوره ادامه داشتند. این حمایتها میتوانند از فشار افزایش هزینه خوراک بکاهند، اما برای سنجش اثر واقعی آنها باید فراتر از مبلغ پرداختی و تعداد خانوارهای تحت پوشش رفت. خانواده با اعتبار دریافتی چه مقدار از مواد غذایی ضروری را میتواند خریداری کند و این مقدار نسبت به گذشته چه تغییری داشته است؟ پاسخ به این پرسش، بهویژه در شرایطی که فاصله تورمی دهکها بیشتر شده، میتواند نشان دهد حمایتهای معیشتی تا چه اندازه توانستهاند افزایش هزینه زندگی را جبران کنند.
ارزیابی میزان برخورداری خانوارهای کمهزینه از حمایتهای معیشتی، البته نیازمند توجه به تفاوت دهکبندی مرکز آمار با دهکبندی یارانهای وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی است. مرکز آمار خانوارها را براساس مخارج مصرفی مرتب کرده و به ۱۰ گروه مساوی تقسیم میکند؛ دهک اول کمهزینهترین و دهک دهم پرهزینهترین گروه است. وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برای ارزیابی توان اقتصادی خانوارها و تخصیص حمایتهای دولتی، اطلاعاتی مانند درآمد، دارایی و دادههای بانکی را نیز بررسی میکند. به همین سبب، خانواری که در دهکهای پایین هزینهای قرار دارد، الزاماً در همان دهک یارانهای نیست؛ تفاوتی که هنگام بررسی میزان اثرگذاری حمایتها بر خانوارهای آسیبپذیر باید مورد توجه قرار گیرد.
تصویر بهار ۱۴۰۵ از اقتصاد خانوارها، نشانههایی از کاهش آهنگ گرانی برخی کالاهای ضروری را در کنار افزایش تورم سالانه و بیشتر شدن فاصله تورمی دهکها نشان میدهد. آمارهای آخرین ماه تابستان اما روایت متفاوتی از مسیر قیمتها دارند؛ تورم سالانه کشور در شهریور به ۷۳.۶ درصد رسیده است. با اینحال، برای داوری درباره آنچه بر سفره خانوارها در تابستان گذشته، باید منتظر انتشار گزارش فصلی بعدی مرکز آمار ماند تا روشن شود نشانههای کاهش شتاب گرانی در بهار، در فصل بعد نیز دوام آوردهاند یا افزایش دوباره قیمتها مسیر دیگری را پیش روی هزینههای زندگی گشوده است
نظر شما